هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

ما مجید و مرضیه هستیم تازه شفیعی هستیم و کرباسچی و یه محصول مشترک هم به اسم لیلا داریم
ما دو تا خونه مجازی داشتیم که مال مرضیه "دنیای شیرین مرضیه" هست و مال من "دوست کاغذی". با هم ائتلاف کردیم و یه هتل مجازی درست کردیم.

امیدواریم که رشد کنیم و از این همراهی با شما لذت ببریم و یاد بگیریم.

آخرین مطالب

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۴ ، ۰۸:۲۱
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


جای هر خنده ای که میکردم

بر لبم او شکوفه ای می کاشت


او که باغبانِ جانم بود

فصل برداشت، شعر برمیداشت


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۴ ، ۰۸:۵۵
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


حالت چشمان تو گرم و خوش و نیکو بود
لمس لبهای تو و آغوش تو نیکو تر است


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۴۵
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


من کار دارم تو مرا تعطیل کردی

لبهات سرخ و تاپ سرخ و دامنت سرخ


در تقویمها رنگ قرمز نشانه تعطیلیست

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۴۴
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


یک گونه از احساس هستی
زن هستی و حساس هستی

وقتی که هستی بر مشامم
عطری شبیه یاس هستی


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۴
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


میخواستم عکست را بگیرم
پس
برایت سیب چیدم


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۱
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


داد زد در کوه که دل تنگ توام
دادمش پاسخ که من انگ توام

گاهی از دوری ی تو بیمارم و
....... آه اما نزد تو، منگ توام


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۱۴:۰۷
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


سقوط کرد نگاهم! عجب سری داری

حیا، وقار و طراوت! عجب لبی داری


شکار کرده دلم را غرور با جایت
میان چادر تاریکت عجب تنی داری


۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۶:۱۵
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


یادتونه یه داستان بود به اسم چوپان دروغگو!!؟


خدا لعنت کنه اونایی رو که این داستان رو برامون گفتن و یه روان بنه ی وحشتناک برای ما درست کردن و توجه نکردن که گوسفندای دریده شده گوسفندای اهالی ده بود و چوپان فقط کارگر آنان بود و در اصل همان مردم ده بودند که اموالشان دریده شد.


فقط یک کلام


هیچ وقت سابقه ی کسی رو در ذهنمون نگه نداریم

هیچ وقت نگیم ای بابا این دوباره صدامون کرد

شاید اینبار که هشدار داد می خواست زندگیمون رو نجات بده

یا می خواست آغوشی رو که سالها منتظرش بودیم، بهمون بده

یا...

یا...


چوپان دروغگو، بدبخته به هر حال!


اما چرا مردم ده باید اجازه بدن او برای اونها تصمیم بگیره!؟


اللَّـهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا ۖ فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَىٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْ‌سِلُ الْأُخْرَ‌ىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُ‌ونَ ﴿٤٢﴾ زمر


و خداست که روح را هنگام مرگشان به طور کامل می گیرد، و نیز روحی را که نمرده به هنگام خوابش، پس روح کسی که مرگ را بر او حکم کرده نگه می دارد، و روح انسان در خواب را تا سرآمدی معین باز می فرستد؛ مسلماً در این رخداد برای مردمی که می اندیشند، نشانه هایی است.


با خودمم:

خب خدا گفته فک کن دیگه! پس چرا فکر نمی کنیم تو این آیات خدا!؟


اون آدم روحش برگشته و یه آدم دیگه س یه تولد دیگه س و اون آدم روز قبل نیست!

پس کارهاش هم کارهای تازه ای هستند و گفتار و خواسته ها و نخواسته هاش همه و همه تازه س ... و من هم همینطور


هیچ وقت به کسی یا خودمون نگیم (حتی تو دلمون) تو همیشه همینطور بودی! چون او، هیچ همیشه ای نداشته. یه آدم تازه متولد شده س! مثل خودم


فرصتهای امروزمون رو با عدم ِگذشته، خراب نکنیم رفقا



۲۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۵۸
مجید شفیعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


کافه داری تلخم و قناد من قند آب کن

زآن همه شیرینیت یک دم مرا در خواب کن


شور و شوقی در من است از آن دو چشم قهوه ای

از سبوی لعل خود جان مرا سیراب کن


۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۴ ، ۰۸:۱۴
مجید شفیعی