هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

ما مجید و مرضیه هستیم تازه شفیعی هستیم و کرباسچی و یه محصول مشترک هم به اسم لیلا داریم
ما دو تا خونه مجازی داشتیم که مال مرضیه "دنیای شیرین مرضیه" هست و مال من "دوست کاغذی". با هم ائتلاف کردیم و یه هتل مجازی درست کردیم.

امیدواریم که رشد کنیم و از این همراهی با شما لذت ببریم و یاد بگیریم.

آخرین مطالب

جهانگردی با دوچرخه

شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۳:۲۵ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام


این روزا مشغول خواندن سفرنامه پوپه مهدوی نادر اولین زن ایرانی و مسلمان جهانگرد با دوچرخه هستم.



اسم کتابش مسیر صلح ه و ساده و خالی از هر گونه اطلاعات خاصی نسبت به امکان عبوریش و فقط اتفاقاتی که براش افتاده رو نوشته و شاید تو کتاب دیگه ای مشاهداتش رو مفصل کرده باشه.


ولی زیباست و گذشته  از سفرنامه اش اشارات خوب و قابل توجهی داره به توکل بر خدا و راه گشایی های خدایی که بر او توکل شده و جالبه اتفاقاتی که براش میوفته.


مخصوصا زن بودنش و تنها سفر کردنش هیجان خاصی به متن داده و کشش خوبی ایجاد کرده.



کتاب نسبتا گرونیه، گلاسه، رنگی و 45 هزار تومن پولش میشه ولی زیباست و منم دارم قاچاقی میخونمش. یه جور دزدیه و احتمالا باید پولش رو بدم.

(اگه خریدمش امانتش میدم :)


دنبال سایت پوپه بودم که پیوندهای این وبلاگ من رو جذب کرد.



قبلا که درباره سفر و اینها سرچ میکردم اتفاقی با ادریسیها (جعفر و نسیم) آشنا شدم و خوندم وبلاگشون رو. خوبیش این بود که وقتی باهاشون آشنا شدم، که تازه سفرشون تموم شده بود و موفق شدم با مرضیه خانوم در فرهنگسرای ارسباران به دیدنشون بریم .



وبلاگ و سایتشون پر بود از عکسها و مطالب خوب از محلهایی که به اونها سفر کرده بودن. مخصوصا از مردم نگاریشون لذت برم.

جعفر و نسیم الان در تلویزیون برنامه دارن و بیشتر در شبکه دو و هنوز هم اهل سفر هستند. عکسهای خیلی خوبی از سفرشون گرفته بودن و نمایشگاه عکس خیلی زیبایی برگزار کرده بودن.


از جعفر پرسیدم تو سفر چی خیلی سخت بود؟ و اون از همراهی دو ساله ی خودش و نسیم گفت و اینکه این مداومت در بودن بعضی جاها واقعا عصبیشون  کرده بود و سر چیزای خیلی ساده مثل محل اقامت دعواشون میشد و این خیلی برای ماها درس داره.


جعفر میگفت با 600 هزار تومان از تهران راه افتادن و با این مبلغ تا پاریس رفته بودن و زیر ایفل با خوش نویسی اسم آدما با قلم درشت تونسته بودن حدود دو میلیون تومن پول جمع کنن و این یعنی باید آدم یه هنری داشته باشه برای پول درآوردن در یه همچین سفرایی.



خیلی دوس داشتم و مرضیه هم، که دنیا رو با دو چرخه بگردیم ولی نشد و این نشد یعنی تقصیر منه که اراده نکردم و از بودن همراهی بی نظیر مثل مرضیه  استفاده نکردم.


حالا با وجود لیلا این شوق دوباره در من بیدار شده شاید این بار اراده کردم با وجود یه پای مهربون به اسم مرضیه.


یه بار یادمه یه شعر گفتم با محوریت دوچرخه سواری دو نفره که خیلی بهمون چسبید.

اگه یادم اومد میگمش براتون.
:(
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۲۷
مجید شفیعی

نظرات  (۲۲)

چرا هتل تونو به روز نمیکنین یعنی سوژه هاتون ته کشیده؟
پاسخ:
باشه ب روز میکنیم

:)

@}----

دیگه بهاره و آدم رو تنبلی بغل میکنه

D:
۱۷ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۳۰ گلاره امیری
من دقیقا" متوجه منظورتون نشدم...حس می کنم من دارم یه چیز میگم و شما یه چیز دیگه میگین!!!!

:(((

ناراحت نشدم به اون معنا که شما فکر می کنین ولی من هیچ وقت اهل دخالت توی زندگی شخصی دیگران نبودم...همون طور که به هیچ کس اجازه نمیدم توی زندگیم دخالت کنه!!!
حتی وقتی گاهی از دیگران می شنوم که به زن و شوهری میگن : شما چرا بچه دار نمیشین؟ یه بچه بیارین ! دیگه چند سال از زندگی تون گذشته و .... خیلی بدم میاد و بهشون تذکر میدم که زندگی خصوصی خودشونه!!! به من و تو چه که براشون تعیین تکلیف می کنیم؟؟؟
به نظرم این دقیقا" دخالت توی خصوصی ترین رابطه و حریم زندگی دیگرانه!!! انگار داریم حتی برای رابطه جنسی شون هم تعیین تکلیف می کنیم!!!! و این جسارت خیلی بدیه...! :(((


(سر همون عکسا و برخورد شوخی گونه ی خودتون ببینید چه بر سر یه پست شیرین اومد)

در مورد پست تون و عکس ها هم،من کاملا" شوخی کردم و حتی توی دل خودم،اون جمله رو با لحن خانوم شیرزاد ساختمان پزشکان گفتم!!!! باور کنید...بر فرض هم که جدی گفته باشم،شما خودتون تصمیم گرفتین که عکس ها رو بردارین...آدما در همه ی موقعیت های زندگی،در برابر محرک یا کنشی قرار می گیرن...و خودشون انتخاب می کنن که چه واکنش و عکس العملی بهش نشون بدن...اینکه شما عکس ها رو برداشتین،کاملا" انتخاب خودتون بوده و ربطی به حرف من و دیگران نداشته...شاید اگه کس دیگه ای بود،کار دیگه ای می کرد و تصمیم دیگه ای می گرفت...و اصلا" هم به حرف مردم اهمت نمیداد...

باز هم اینو میگم که من واقعا" این جملات رو با ناراحتی و دلخوری ننوشتم...فقط توضیحاتی بود که لازم دونستم بگم...پس شما هم ازش ناراحت شدن برداشت نکنین...  :)

@---}---------
پاسخ:
نه چنین برداشتی نمی کنم و ممنونم که توضیح دادین و البته که انتخاب خودم بود گذاشتن و برداشتنش

و جالب بود برام لحن خانم شیرزاد  :))))


ولی من و مرضیه خانم یه بحثی داریم و اونم اینه که با توجه به مخاطبین وب باید رعایت کنم و زیاد مطالب رو محرک نکنم و وقتی شما و نفر اول هم اونطور گفتید به نظرم رسید شاید آزار دهنده باشه و برای همین حذفشون کردم

به هر حال ممنونم

و من حرفهای شما رو درست برداشت میکنم و خیالتون راحت باشه

@}----
:)



۱۳ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۴۱ گلاره امیری
سلام.
از چیزی ناراحت شدین؟ :(

یعنی الان حرفام قانع کننده بود؟

یه چیزی رو اضافه کنم و اون اینکه: در تمام دنیا،در رابطه با حقوق و امنیت زن،کاستی ها و نقص هایی وجود داره؛اما من به شخصه وقتی وضعیت خودم و زنان سرزمینم رو با کشورهای اروپایی مقایسه میکنم،واقعا" اونجا وضعیت بهتری رو می بینم.چون:

1.اونجا زن رو همون طوری که هست می پذیرند و شرط و شروط زیادی برای دوست داشتنش ندارن! به خصوص از نظر زیبایی ظاهری...(مطلبی که توضیح دادم)
2.اونجا قانون برای زن،حق و حقوق بسیاری قائله؛طوری که در اکثر موارد و در دعواهای خانوادگی و جدایی ها و خشونت ها،حق رو به زن میده و اگه مردی در حق همسرش ظلم کرده باشه،بیچاره اش می کنن!!!! تا اونجا که حتی زن می تونه بابت چاقی شوهرش،از دادگاه غرامت بگیره!!! در ازدواج،زن ها همیشه حق طلاق دارن و مجبور به تحمل زندگی ای که دوستش ندارن،نیستن...
3.اونجا حجاب اجباری برای زن وجود نداره؛اگه دلش خواست محجبه باشه و اگه دلش نخواست،بی حجاب باشه! به زن این اختیار رو میدن که نوع پوشش اش رو خودش انتخاب کنه...
4.اونجا به دلایل زیاد و مفصلی،به زن نگاه صرفا" جنسی ندارن!...اگه کسی تمایل به رابطه نداشت،بهش تجاوز نمی کنن! میرن سراغ یکی دیگه...میرن کاباره...میرن دوست دختر پیدا میکنن و سالها باهاش تو یه خونه زندگی می کنن! بدون اینکه کسی بهشون گیر بده...اونجا به دلایل روانشناسی،چون یاد گرفتن که نیاز جنسی خودشون رو به رسمیت بشناسن،باورش کنن،ابرازش کنن،و محدودیت های کمتری داشته باشن،بهش حریص نیستن...این نیاز رو سرکوب نمی کنن که غیرقابل کنترل بشه و منتظر یه فرصت باشه برای تجاوز کردن!!!(البته اینم اضافه کنم که هر راه حلی،در کنار فوایدش،مضراتی هم داره...ما چیزی رو از دست میدیم تا چیز دیگه ای رو به دست بیاریم...کاباره و زندگی هم بالینی،بدی هایی هم داره؛اما خیلی از مشکلات شون رو حل کرده...و البته با فرهنگ اونا سازگاره...در واقع؛هم راه بهشت بازه و هم راه جهنم! هرکی هر کدوم رو که خواست انتخاب می کنه...)
5.اونجا طی سالهای بسیاری حاکم بودن دموکراسی و قانون،و فراهم کردن شرایط مناسب زندگی برای مردم،همه یاد گرفتن که به هم و حقوق هم احترام بذارن و متمدنانه رفتار کنن...از جمله متمدنانه رفتار کردن با جنس مخالف شون...
پاسخ:
با 4 موافقم و اینکه شرایط خوب اقتصادی در اونجا خیلی از مشکلاتشون رو پوشونده مثل زندگیهای بالا شهری خودمون که آدم مشکلاتشون رو نمی بینه چون پول معضلاتشون رو پوشونده

اینم باید دقت کنیم

ولی در کل ما یه افراط داریم تو مسائل جنسی و دخالت همه جانبه ی همه تو زندگیهامون حتی تو خوردن مون

اینقدر اصرار میکنن که بخور بخور بابا ول کن بخواد میخوره نخواد نمی خوره تا این مسئله ی شخصی رابطه ی جنسی که زهر مارش میکنن بعد میگن فلانی آدم نبود فلانی زن نبود فلانی فلان نبود بهمان نبود

ول کنیم بابا دیگه
بریم سر اسلام وایسیم بررسیش کنیم اگه جاییش واقعا ایراد داشت حلش کنیم قابل بررسی هم هست دیگه

:)

نه ناراحت نشدم

گفتم که اگه حرف میزدم تکراری میشد

ممنون

@}----
***

یه چیزی هم بگم ناراحت نشید ها (چون سابقه داره ناراحت شدنتون میگم)

سر همون عکسا و برخورد شوخی گونه ی خودتون ببینید چه بر سر یه پست شیرین اومد

همین شرایط هم تو زندگیامون حاکمه

اظهار نظرها دخالتها سنگ اندازیها خاله خرسه بودنها نسنجیده بودنها

کلا دخالتهای زیاد درکار هم به جای کمک بودن مشاور بودن همش تو متن قضیه هستیم

انقدر زیاد که شب عروسی یکی میاد دختر رو چک کنه ببینه واقعا دختر بوده یا نه!!!!!!!!

بابا به شما چه ؟

اصلا چه اهمیتی داره؟

و قس علی هذا

زنده باشید و ناراحت هم نشید لطفا

ممنون

:)

@}----
۱۲ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۰۸ گلاره امیری
1.بله...روش های جلوگیری از بارداری زیاده؛اما وقتی حتی زن و شوهری که 20-30 ساله دارن با هم زندگی می کنن،دچار بارداری ناخواسته میشن و از دست شون در میره!!!!!! از یه دختر و پسر جوان و تازه کار،توی اولین رابطه شون،چه توقعی دارین؟؟؟؟ علاوه بر اینکه همه ی روش های جلوگیری،درصدی احتمال شکست دارن و صد در صدی نیستن!!!!!
2.درسته؛ولی متاسفانه برای بعضی خانواده های متعصب و مذهبی،عقد تازه دوران آشناییه!!!! یعنی تا دختر و پسر عقد نکنن،اجازه نمیدن که همدیگه رو بیشتر بشناسن!!! خب اگه بفهمن که توی انتخاب شون اشتباه کردن چی؟؟؟ حتی خانواده هایی که بعد از سالها آشنایی،عقد کردن،باز هم ممکنه مشکلی پیش بیاد و کارشون به جدایی بکشه!!! پس نباید کاری کنن که بعدا" پشیمون بشن...
3.باهاتون موافق نیستم!!! دختری که عقد میکنه و جدا میشه،حتی اگه بکارتش هم آسیبی ندیده باشه!،دیگه اون خواستگارهای سابق رو نداره...دیگه بهش به چشم "دختر"نگاه نمی کنن...میشه یه زن بیوه و مطلقه که مردهای زن طلاق داده و زن مرده یا کسایی که دنبال زن دوم می گردن،سراغش میان!!!! مردم هم که خوب بلدن حرف دربیارن : لابد شوهر عقد کرده اش،وقتی باهاش رابطه جنسی داشته،متوجه شده که بکارتش مشکلی داره و سر همین از هم جدا شدن!!!! این دختر رو در موضع تهمت قرار میده...و به فرموده ی دین مون،باید از مواضع تهمت،دوری کنیم...حتی قرآن هم در آیاتی،به زن های پیامبر هشدار میده که اگه پیامبر رو اذیت کنین،براش زن هایی بهتر از شما قرار میدم...زن هایی که خواه باکره باشن یا نباشن!...ویژگی حوری ها و زنان بهشتی که در همه ی آیات با این ویژگی توصیف شدن،بکارت شونه که دست هیچ کس تا حالا بهشون نرسیده...پس چیزی نیست که بگیم اهمیت نداره!!!!
و اینم اضافه کنم که برای دخترها،بکارت شون اهمیت خاصی داره...حس قشنگیه که بدونن دوشیزه هستن...برای همین به راحتی نمی تونن اینو از دست بدن و براشون هم مهم نباشه!!! حتی اگه خانواده و جامعه اجازه بدن...!

شاید پسرهامون دروغ میگن!!!!!!!! از کجا معلوم؟؟؟؟؟؟ :))))) خخخخخخخخ
 هر چند که فکر نمی کنم پسرهامون هم صادقانه بگن که تا حالا رابطه جنسی داشتن یا نه؛اما حداقل میشه مچ دخترها رو گرفت و بکارت شون رو چک کرد؛مچ پسرها رو چطوری بگیریم؟؟؟؟؟؟؟
اولا" اینکه همه ی دخترها دروغ نمیگن؛اون کسایی هم که تجربه ی جنسی داشتن و انکار می کنن،تا حالا فکر کردین که چرا انکار می کنن؟؟؟؟؟؟
چون اینو خوب میدونن که مردها و پسرهای جامعه شون،همونایی که به راحتی و بدون ترس،اعتراف می کنن که تجربه ی جنسی داشتن،به محض اینکه بفهمن این دختر هم چنین تجربه ای داشته،هرگز قبولش نمی کنن و حاضر نیستن باهاش ازدواج کنن!!!!!!!! حتی همون پسری که با این دختر رابطه داشته!!!!!!!!! مردها اون چیزی رو که برای خودشون می پسندن،برای زن ها نمی پسندن!!!! اون چیزی که برای خودشون حلال می دونن،برای زن ها حرام می دونن!!!!!!!!!! قتل های ناموسی هم بماند...مرده پارانوییده؛فکر میکنه زنش بهش خیانت کرده! در حالیکه زن بی گناهش،از برگ گل پاک تره...و هیچی علیه اش ثابت نشده! میزنه می کشش!!!!! وای به اینکه خود زنه اعتراف کنه که واقعا" چنین کاری کرده!!!!!!! این نگاه جامعه ی ما به زنه آقای شفیعی...
4.به هر حال مسائل جنسی،خیلی برای مردها مهمه و انگیزه ی مهمیه برای ازدواج و تشکیل خانواده...مرد اگه تشنه ی این رابطه باشه،زودتر مقدمات ازدواج رو فراهم میکنه تا سیر شده باشه...!!! هر چند یه حدی از رابطه جنسی در دوران عقد،حتی در عرف مردم،رایجه...اما رابطه ی کامل و واژینال رو باید به بعد از عروسی واگذار کرد...
6.اصولا" رایج نیست که افراد برای ازدواج دوم و سوم شون جشن بگیرن!!!! مگه اینکه خیلی خوشحال باشن!!!! اینو نمیشه انکار کرد که جشن ازدواج،اولین بارش قشنگ و لذت بخشه...اون مطلب رو هم من کاملا" از دیدگاه روانشناسی گفتم و مستنده...پس شما اینطور فکر می کنین که بهتره جشن عقد و ازدواج یکی باشه... :)


من هیچ وقت کینه نداشتم...حداقل نسبت به شما...!!!
پاسخ:
خب من دیگه حرف جدیدی ندارم

و امیدوارم جامعه مون اصلاح بشه به این سمت که ارزش ها واقعا ارزش باشن نه توهم ارزش

:(

:)

@}-----

در مورد کینه هم منظورم ایننبود که دارید یا داریم

تشکر کردم از بابت بحث خوب و منطقی و خوبتون

و ببخشید اگه منظورم رو نتونستم برسونم

-----{3
۱۲ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۵۵ گلاره امیری
پیامبر(ص) می فرمایند:
به خاطر مال و ثروت ازدواج نکنید؛و هر کس به خاطر ثروت ازدواج کند،خدا او را به همان مال واگذارد...و به خاطر زیبایی ازدواج نکنید؛چرا که همین زیبایی باعث هلاکت شما می گردد...و هر کس به خاطر زیبایی ازدواج کند،دلخواه خود را نیابد...!


اما متاسفانه الان توی جامعه ی اسلامی ما!!!، کی اینطوری فکر میکنه؟؟؟؟؟؟ حرف منم همینه...نباید طرز فکرمون و معیار انتخاب مون این باشه،اما متاسفانه هست...! و ما هم نمی تونیم کاریش کنیم...  :(((

ببنید؛شما با حرفایی که زدین(از گذشته تا حالا) اینو به من نشون دادین که دنیای زنانه و روابطی رو که هست،مثل ما زن ها درک نمی کنین...وگرنه من قصد جسارت ندارم...قطعا" شما به عنوان یه مرد،توی مجالس و محافل خصوصی زنانه نیستین که بدونین من چی میگم؟! من به عنوان یه دختر،می بینم که توی خانواده ها،وقتی قصد خواستگاری دارن یا وقتی خواستگار براشون میاد،چه حرفایی رد و بدل میشه! من می بینم اون دختری که توی دانشگاه و خیابون،چقدر متشخص و شیک و با کلاسه،توی خونه اش،خوابگاهش،دستشویی زنانه،باشگاه ورزشی،کلاس تک جنسیتی،چطوریو چه شکلیه و چطور رفتار میکنه؟!؟!!!!! من می بینم که چه جوک ها و اس ام اس ها و عکس ها و فیلم هایی روی گوشی و لپ تاپش هست!!!!! من می بینم که پشت سر پسرهای دانشکده چی میگه؟؟؟؟من می بینم که با دوستش چه شوخی هایی میکنه؟؟؟ من می بینم که توی جمع های خودمونی،چه اظهارنظر هایی میکنه؟؟؟...پس قطعا" ما زن ها که توی حریم خصوصی همدیگه هستیم،حقایقی رو درباره ی شخصیت و ظاهر همدیگه میدونیم،که شما مردها نمی دونید!!!! و همون ظاهر خوش رنگ و لعاب و رفتار متین بیرونی رو می بینید...قصد جسارت ندارم اما میخوام اینو بگم که اگه میگم زیبایی توی علاقه و ازدواج و احترام جنس مخالف،حرف اول رو میزنه، بدونید که دارم راست میگم...!!!

منم همیشه اعتقادم این بوده که اروپایی ها فرهنگ خاص خودشون رو دارن و فرهنگ شون هم فقط توی جامعه ی خودشون جواب میده.و به درد جامعه ی ما نمی خوره...چون اساسا" فرهنگ و طرز فکر ما یه چیز دیگه اس.مگه اینکه ما هم بعضی طرز فکرهامون رو عوض کنیم تا بتونیم از راه حل های اونا استفاده کنیم! اما واقعا" شرایط زن و احترام و حق و حقوقی که براش قائل اند،اونجا خیلی بهتر از اینجاست...

در مورد رابطه ی جنسی در دوران عقد هم قبلا" مطلب خوبی رو توی یه سایت خوندم؛ولی متاسفانه هر چی دنبالش گشتم،نتونستم اون سایت رو پیدا کنم!!!!!! پس مجبورم خودم همه ی اون نکات رو خلاصه شده بگم!!! :
با وجود اینکه دو طرف شرعا" و قانونا"زن و شوهر اند،رابطه ی جنسی کامل در دوران عقد،درست نیست و نباید اتفاق بیفته؛به هزار و دو دلیل!!!
1.ممکنه باعث بارداری زن بشه؛اون وقت یا باید عروس خانوم با یه شکم براومده لباس عروس بپوشه!!!!! یا به گناه سقط جنین بیفته...
2.رابطه جنسی،باعث ترشح اُکسی توسین و افزایش علاقه ی دو طرف میشه؛پس اگه بفهمن که توی انتخاب شون اشتباه کردن،جدایی شون و گرفتن یه تصمیم منطقی،خیلی سخت میشه.چون بهم وابستگی پیدا کردن و اتفاق خاصی بین شون افتاده...
3.تکلیف اون دختر چی میشه؟؟؟؟ اگه کارشون به جدایی بکشه و به هر دلیلی،وصلت سر نگیره،اون دختر بکارتش رو از دست داده و در آینده هم ممکنه به همین دلیل،فرصت های ازدواج رو از دست بده...چون میگن لابد بکارتش مشکلی داشته که همسرش بعد از عقد و حتی رابطه جنسی،ازش جدا شده...
4.انگیزه ی دو طرف و به خصوص مرد رو،برای ازدواج کم میکنه...مرد وقتی می بینه همین طوری هم می تونه از همسرش بهره مند بشه،دیگه انگیزه  و عجله ای نداره برای فراهم کردن جشن ازدواج!!!!
5.برای خود مرد هم خوب نیست؛چون به محض اینکه این کارو بکنه،باید تمام مهریه ی زنش رو بهش بده؛اما اگه بدون رابطه جنسی،جدا بشن،نصف مهریه به زن تعلق می گیره....
6.اصلا" جشن ازدواج،جشن گرفتن از بین رفتن تابوهاست!!! یه عمر خانواده و جامعه و دین و مذهب،بهت گفتن باید پاکدامن و خویشتن دار باشی،خودارضایی نکنی،رابطه نامشروع نداشته باشی،حالا ازدواج کردی و تمام ممنوعیت ها ازت برداشته شده و می تونی از همسرت لذت ببری! همه ی حرام ها بر تو حلال شده! اصولا" برای این جشن می گیری و لباس عروس و داماد می پوشی!!! تا با کلی تشریفات،اولین رابطه ی جنسی رو تجربه کنی! بعد حیف نیست که این شب با شکوه رو از دست بدی و خیلی معمولی و دزدکی!!! اولین رابطه ات رو تجربه کنی؟؟؟؟؟ در اون صورت دیگه جشن گرفتن برای چیه؟؟؟؟؟؟

دین ما نه تنها رابطه ی جنسی رو گناه نمیدونه،که خیلی هم بر اون تاکید داره... آیات قرآن پر از بیان مسائل جنسیه...چقدر آیه و روایت و حدیث داریم درباره ی این موضوع وحتی عبادت بودنش(به شکل حلال)...اما این خانواده ها و جامعه هستن که برای امنیت خودشون،این تصورات بد رو توی مخ بچه ها فرو می کنن!!! پدر و مادر از ترس اینکه مبادا بچه شون گناه کنه،مستقیم و غیرمستقیم به بچه شون می فهمونن که رابطه ی جنسی بد و پلید و کثیف و حیوانیه!!! تا خیالشون راحت بشه که بچه شون سمتش نمیره!!!! اما این باورهای غلط توی ذهن ما می مونه... و منشاء مشکلات میشه...ما وقتی بچه مون به بلوغ میرسه،به سوال های جنسی اش جواب صادقانه و درست و حسابی نمیدیم!!! حتی پیش یه روانشناس نمی بریمش تا اون به سوالاتش جواب بده! یا براش کتاب های مفید و علمی نمی خریم در این زمینه...بعد میگیم چرا نوجوان ها و جوان ها میرن توی اینترنت و سایت های پورنو و با فیلم و عکس های غیراخلاقی،اطلاعات به دست میارن؟؟؟؟!!!!!! چرا حرفاشون رو با دوست های ناباب هم سن و سال شون میزنن و از اونا اطلاعات می گیرن؟؟؟؟؟ چرا با جنس مخالف شون دوست میشن؟؟؟؟
پاسخ:
سلام

خب در مورد روایت که منم همینا رو گفتم :)

مال ما که اینجوری نبود و امیدوارم این دید اگه واقعا هست اصلاح بشه (که البته هست متاسفانه و جامعه ی ما هم اصلا اسلامی نیست متاسفانه)

خب خوندم ولی این امر جنسیتی نیست اصلا زنا بین هم همینطوری هستن مردها بین هم همینطوری هستن و تو جمعهای همدیگه هم همینطوری هستن متاسفانه این اخلاق زیاد بین مردم رواج داره و باید اصلاح بشه

ببینید تو اروپا با منشا روم و تفکر کومنی افلاطون که زن رو ملک عمومی میدونن این اتفاقات و اخلاق امروزی کاملا توجیه داره و تو فرهنگ ما که زن بدل از خداست و خاص و ویژه س خب نتیجه ی متفاوتی داره اینو یه خورده بهش توجه کنید

1. خب مگه چیه قبول کنید این یه حماقت اجتماعیه و الانم با این امکانات پیشگیرانه این امر به شدت قابل کنترله و جالب بدونید که همین خود داری بعدها میشه مشکل جدی روابط زناشویی (برید مطالعه کنید)

2. وقتی عقد کردن که دیگه راه برگشت جز طلاق ندارن !!!! این حرفا برای دوران نامزدی خوبه و جاش اینجا نیست

3. اگه ده روز بعد عروسی جدا شه چی (عوامانه حرف نزنید) اینا ایرادهای اجتماعیه ما هستش که باید رفع بشه و اصلا بکارت نباید جزو ویژگیهای یه زن برای ازدواج باشه مخصوصا وقتی سنش به بالای 25 میل میکنه (دلیل نداره) و یه مرد باید بفهمه که یه زن سلامت روانش در داشتن رابطه ی سالم جنسیه و اگه محروم بوده باشه حتما تا حالا با مشکلات جسمی و روحی ای مواجه میشه که کارش رو شدیدا مشکل میکنه و مرد هم همینطور فرقی نمیکنه

به قول دکتر شریعتی که میگه از پسرها میپرسم شما تاحالا تجربه ی جنسی داشتید؟ عمومما میگن بله. از دخترها که می پرسم همه میگن نه!!! و برای من سوال که این پسر ها کی رو تجربه کردن :)))))


4. اصلا اینطوری نیست و خونه آرامشی داره که هر مردی برای تامین اون آرامش و تامین نیاز ذاتی خودش تلاش میکنه و البته این نکته جزو چیزهایی که موقع خواستگاری باید روشن بشه (حدودا)

5. :))))))))))))))))))))))

6. یعنی اگه یه زنی یا مردی برای بار دوم ازدواج کردن نباید جشن بگیرن (بابا دیدتون چقدر بده :() بعدش وقتی عقد کرد تمام حرامها حلال میشه نه وقتی جشن گرفتن :)

بله جزو افتخارات اسلام اینه که رابطه ی جنسی رو بشدت ترویج میکنه و یه جاهایی بوی افراط میگیره حتی و این حرفای آخرتون کاملا حرفای من حقیر است

ممنون

هر جا فاصله گذاشتم مربوط به همون جمله یا پاراگراف شماست از اول

ممنون از وقت موسعی که میذارید و خدا به فهم مون اضافه کنه با همین مناظره ها و مباحثه های همراه با محبت و بدون کینه ورزی

@}----

:)
۱۰ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۵۲ گلاره امیری
( واقعا این حرفایی که میزنید برام غریبه

نمی دونم شاید تو کرمانشاه شما اینجوری باشه ولی باور کنید اینجا اینجوری نیست)

به شهر ما توهین نکنید ها...! ببینید؛شما زن نیستین و هرگز مثل یه زن زندگی نکردین و جای یه زن نبودین که این چیزها رو درک کنین...باور کنین تا زن نباشین این چیزها رو نمی فهمین...من خیلی دیدم دخترهایی رو که در نجابت و شخصیت و اخلاق،رو دست نداشتن؛اما چون ساده بودن و آرایش نمی کردن،خواستگار خاصی نداشتن!!!!!! و بسیار دیدم دخترهایی رو که خوشگل بودن و خوب به خودشون می رسیدن و آرایش می کردن و تیپ می زدند؛اما اخلاق و شخصیت و حیا، صفر !!!!!!! و به خاطر همین زیبایی شون،چه خواستگارها و عاشق هایی که نداشتن!!!!!!!!! خیلی زود با یه کیس عالی و پولدار و تحصیلکرده و دکتر و مهندس!!! ازدواج کردن...واقعا" توی جامعه ی ایران،اونقدر که به زیبایی زن اهمیت میدن،به شخصیتش اهمیت نمیدن!!!!  :(((

به قول سید جمال الدین اسدآبادی که گفت: من توی خارج اسلام دیدم و مسلمون ندیدم...و اینجا مسلمون می بینم و اسلام نمی بینم!!!!!

در مورد مسائل جنسی و عقد و...هم بعدا" میام میگم...
پاسخ:
نه توهین نکردم... حرف زدم و گفتم زیاد اینطور نیست

و در ازدواج به دل نشستن مهمه که بعضا این اتفاق بین جامعه ی مومنین بخاطر نوع برخورد و پوشش حتی شب خواستگاری یا نمیوفته یا ناقص میوفته و بعدا ایجاد مشکل میکنه

تو اروپا یه اتفاقی که افتاده اینه که آدما معمولا ازدواج رو وقتی میکنن که انتخابشون برای همسری موقع ش شده باشه و راحتم جدا میشن و معمولا تجربیات متعدد جنسی هم دارن و روال فرهنگیه خاص خودشونه که حالا باهاش کاری ندارم و این اتفاق اینجا نمیوفته و بازم به درست و غلطش کار خاصی ندارم

ولی یه مطلب بگم اونم تاکید شما رو زن نبودن منه!!!!
خب منم میتونم ادعا کنم شما مرد نیستی و مشکلات مردا رو نمی فهمید!

اینکه روش بحث کردن نمیشه آخه خانم :(

قابل توجه شما که ازدواجهای این چنینی معمولا دوام خاصی نداره چون خوشگلتر و پولدارتر و از این موضوعات الا ماشا الله هست تازه بعد تامین اینا نیازهای عاطفی رخ میکنه و اینجاست که اتفاقات جالبی تو جامعه ی خوشگلایی که خوشگلی براشون اصل بوده اتفاق میوفته و من میگم ازدواج بر اساس خوشگلی و ثروت همون بهتر که اتفاق نیوفته و یا همون بهتر که جدایی توش اتفاق بیوفته


ولی یه توصیه هم میکنم   به هر حال ازدواج برای رفع نیازهای جنسی و عاطفی اتفاق میوفته و تو این وسط خب معلومه که زیبایی و خوش صدایی خوش بویی و هر خوش دیگه ای که البته و صد البته کاملا نسبی هم هست و هر کسی رو کسی پیدا میشه که بپسنده (زن و مرد هم نداره) تحققش مهمه وگرنه آدم که از آدمای با اخلاق و مطلع و متین و باشخصیت که به هر حال بهرمند میشه

:))))
۱۰ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۰۷ گلاره امیری
خارج فقط سوئد نیست؛اما اتحادیه ی اروپا،فرهنگ مشابهی دارن و دوست من و همسرش هم به چند کشور اروپایی غیر از سوئد سفر کردن و جاهای مختلف رو دیدن...

قطعا" در تمام دنیا و تمام کشورها،متجاوز و خلافکار وجود داره و در کشورهای غربی هم در حق زنان ظلم هایی میشه؛وگرنه جنبش فیمینیسم و دفاع از حقوق زنان دیگه در اونجا وجود نداشت! اما قبول کنیم که اونجا شرایط زن خیلی بهتر از اینجاست...

شاید این جوک رو شنیده باشین که میگه:

از مرد فرانسوی پرسیدند:
چرا دست زن رو میبوسی؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند


مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد:
زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست


و پاسخ مرد ایرانی:
بالاخره باید از یه جایی شروع کنیم دیگه !!!


این جوک خیلی مختصر و مفید تفاوت ها رو توضیح داده!


اگه کمی به فیلم های خارجی و کتابها و نمایشنامه ها و حتی شبکه تلویزیونی خارجی دقت کرده باشین،اونا حتی زشت ترین زن رو هم زیبا میدونن!!! من خودم بارها دیدم به خانومی که چهارتا شوید!!! روی سرش بوده و موهای کم پشتی داشته،ابروهای کج و کوله و ناقرینه،دماغ معمولی و کمی کج و معوج،لب های نازک و باریک و پوست سفید بی نمک و لپ های پر از کک و مک !!!! داشته،میگن اوه!!! چه بانوی زیبایی!!!!!!!!!!!! در صورتی که توی ایران،تا هزار تا عمل زیبایی روی چهره ات انجام ندی،دماغت رو عمل نکنی،ابروهاتو تاتو، لبها پروتز و گنده و قلوه ای،گونه ها با تزریق ژل،موها رنگ کرده و پر پشت،چشم ها درشت و خوش حالت،و خلاصه تا هزار تا بلا سر خودت نیاری،هیچ کس به زیبایی قبولت نداره!!!!!!!!!! طوری که اسطوره ی زیبایی برای ما ایرانی ها،"مه لقا جابری" هست که من از دیدن قیافه اش حالم بهم میخوره!!!!!!!! اونا برای زن،ترزش قائل اندو اون رو با هر شکل و شمایلی که باشه،زیبا میدونن و قبولش دارن؛اما در حالی که معمولی ترین و زشت ترین زن های ما از زن های خارجی خیلی هم زیباترند،ما قبول شون نداریم!!!!!!!!!!!!

اونجا (به گفته ی دوستم و یکی از اساتیدم که توی فرانسه زندگی میکنه)فقط دو دسته از زن ها آرایش می کنن:

1.دختران زیر 20 سال(برای اینکه چهره ی خودشون رو بزرگتر از سن شون نشون بدن)

2.زنان بالای40 سال(برای جبران پیری و جوان تر نشون دادن خودشون.)

و زنان جوان 20 تا 40 ساله شون اصلا" آرایش نمی کنن!!!!!! با وجود اینکه کشورهای اروپایی بزرگترین تولیدکنندگان لوازم آرایش دنیا هستند!!!!!!! چون جامعه شون،مردهاشون،اونا رو همون طوری که هستند،می پذیرند و دوست دارند...اما توی ایران تا آرایش نکنی و جراحی زیبایی نکنی،هیچ کس قبولت نداره! هیچ خواستگار درست و حسابی طرفت نمیاد!!!! هیچ کس آدم حسابت نمیکنه و بهت به چشم آُمُل و عقب افتاده و بی کلاس نگاه می کنن....!!!



پاسخ:
واقعا این حرفایی که میزنید برام غریبه

نمی دونم شاید تو کرمانشاه شما اینجوری باشه ولی باور کنید اینجا اینجوری نیست

اونجا هم اینقدر گل و بلبل نیست

اینجا هم اینقدر بد نیست

و اینکه فرهنگ خاور میانه فرهنگ آرایش کردنه و فرهنگ اونجا اینجوری نیست و البته فرهنگ قابل اصلاحه و باید اصلاح بشه و یه عالمه حرف دیگه و پژوهش دیگه و ...

اینکه استادتون گفته از اونجا مثل تصویر حجاب قرآنه

خیلی باحاله

قرآن به زن شوهر دار میگه حجاب داشته باش و به دختر و زن پیر کار خاصی نداره

خارجیا دارن عمل میکنن مث که

و البته یادمون نره که اینا وابسته به شرایط مکان و زمانه





جک هم خیلی نامردی بود

خیلی

***

یه مطلب دیگه هم بگم

اونم اینه که ما متاسفانه رابطه ی جنسی رو کلا گناه میدونیم

حتی دختر عقد کرده با مردش اینطوریه و یه عالمه حرف دیگه

حتی تو ازدواج کرده ها آدم چیزایی میبینه که شاخ در میاره

و این بخش فرهنگ غلط مون شدیدا نیاز داره که اصلاح بشه

و جالب هم هست که کاملا خلاف قرآن و اسلام تو این تیکه عمل میکنیم و این بزرگترین مشکل روابط جنسیه جامعه ی ماس تا اونجا که من فهمیدم
۱۰ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۰۵ گلاره امیری
من نگفتم بی حجابی برای زن امنیت میاره...چرا حرف توی دهن من میذارین آخه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

فرهنگ کشورهای اروپایی اینه که برای زن ارزش قائل هستن و نگاه انسانی تری به قضایا دارن...به خودشون اجازه نمیدن هر کی از اون ور اومد،بهش تجاوز کنن و فقط دنبال غریزه باشن!!! بحث مفصلیه...دلایلش هم از خودش مفصل تره...! اما اینا رو از خودم نمیگم...یکی از دوستام توی سوئد زندگی میکنه و خودش با چشم خودش این چیزا رو دیده و لمس کرده و زندگی کرده... :)


فکر می کنم برای زن و شوهر،تعبیر "لباس"همدیگه که تعبیر قرآنه،قشنگ تر و با معنا تر باشه تا گل و خار.... :)
پاسخ:
بله تعبیر خدا حرف نداره

آخه از حرف شما چه تو اون نوشته و چه تو این نوشته این حرف بر میاد که

فکرم نمی کنم فرهنگ اروپایی ها این باشه که زن با ارزشه

ریتم و روند خودشونو دارن و فرهنگ خودشونو

و البته خارج فقط سوئد نیست که

تو همین سفر از مزاحمتهایی که تو انگیلیس و مارسی براش بوجود اومده و از نا امنی ای که شبهای اول تو ایتالیا داشته تا اعتراضی که جوانی ایرانی در آمریکا برای این جسارتش بهش میکنه می شه فضای خارجه رو هم فهمید

تو سفرنامه ی ادریسی ها هم از مزاحمت های ایجاد شده برای یه زوج ژاپنی جهانگرد تو ایران اون دو تا خیلی خجالت زده شده بودن

و دوس دارم اگه وقت داری و بدون اینکه از وقت کارای دیگه تون کم بذارین به این موضوع بپردازیم.

من به نظرم مهمترین عامل محدودیت کودکان و جونان توی مسائل جنسیه که باعث میشه آدمهایی بی ملاحظه بشن تو این زمینه و تجاوزات به وجود بیاد

که البته تو همه جای دنیا این اتفاقات با ولم مختلف میوفته
۰۸ خرداد ۹۳ ، ۱۸:۳۷ گلاره امیری
(از خاصیتهای خار داشتن اینه که هر جایی میشه اقامت کرد)...

نه من زیاد با این حرف تون موافق نیستم...صد تا مرد هم که باهات باشه،بازم باید بترسی!!! راهرو گر صد هنر دارد،توکل بایدش...! :)

و اینکه ایشون به خارج از کشور سفرکردن...اونجا نگاهشون به زن و امنیت جامعه،یه طور دیگه اس...به خصوص اگه جهانگرد هم باشی...منم بودم احساس امنیت می کردم...مثل ایران نیست که به زنی که شونه به شونه ی شوهرش هم راه میره،شماره بدن و چشمک بزنن و مزاحم بشن!!!!! یا با زن شوهردار هم دوست بشن!!!!

:(((


دلم نمیخواد همسرم رو خار فرض کنم...اگه قراره من گل باشم،اونم گله...حتی شاید گل بهتری هم باشه!!!

:)

@---}---------

پاسخ:
الهی آمین

گل باشین و گل به وجود بیارین

@}----

:)

ولی واقعا اگه بی حجابی برای زن امنیت میاره چرا ما اینقدر احمقانه دنبال حفظ حجابیم!؟؟؟  (سوال بودا)
و امیدوارم به زودی زود هم خبر جهانگردی شما و مرضیه خانوم و لیلا کوچولو رو ببینیم و بشنویم...واقعا" دوست دارم که این کارو انجام بدین...  :)

@---}-------


@----}-------


@----}--------
پاسخ:
ای شا الله

---{3

:)
خوندم...

هر چند زیاد اهل سفر نیستم و خوشم نمیاد...(ولی به اجبار پدر و مادرم،کل ایران رو گشتم!!!) و حوصله ی سفرنامه خوندن رو هم ندارم!... ولی عاشق دوچرخه و دوچرخه سواری ام...رکاب زدن روی دوچرخه،بهم احساس آرامش میده...احساس آزادی...  :)

جالبه...! ایشون که خانوم مسلمان هستن و با دوچرخه جهان گردی کردن،چطور مراجع عظام ازشون ایراد نگرفتن که کارشون خلاف شئونات اسلامیه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!


خیلی جالبه که با 600 هزار تومن تا پاریس رفتن!!!!!!!!!!!! من باورم نمیشه!!!!!!!!!!


کاش زندگی همیشه اینقدر شاد و ساده بود...  :)

@---}--------

پاسخ:
نه بابا بیشترش تو هواپیما بوده 

کلاه گذاشته بود سرمون  D:

مث همه ی خانوما  ؛)

تو اون سالی که اونا رفته بودن دلار ارزون بود و اینا هم چادر داشتن و وقتی هزینه ی حمل و نقل و مکان نداشته باشی و ویزات رو هم گرفته باشی میشه و البته کمکهای ملت هم بوده

از خاصیتهای خار داشتن اینه که هر جایی میشه اقامت کرد با یه هتل مثل ام ا ام

امیدوارم مرد اهل سفری خار شما نشه  D:

ممنون که دوباره اومدید و نوشتید

:)
منم بیام ؟
پاسخ:
البته با همراه اول

بدو بیا

:-*

@}-----

:)
سلام
فکر کنم سال سوم دبیرستان یا پیش دانشگاهی بودم که یه روز توی یه برنامه ترکیبی از پوپه خانم دعوتکرده بودن بیاد و سفرش رو با دوچرخه تعریف کنه
وقتی حرف میزد من تو آسمونا بودم همش میخ شده بودم به تلویزیون و هی میگفتم ااااااااااااااا
چون سفر رفتن و کشف جاهای ناشناخته و دیدن و تجربه کردن از آرزوهام بود وقتی پوپه رو دیدم کلی خوش به حالش گفتم
خلاصه دیگه افتاده بود تو مخم و تو رویاهام دنبالش میکردم
تا اینکه یه پایی پیدا کردم که کلی آرزوهام رو محقق کرد و من هم پایه ام برای آنچه که گفتی ایشالا 
:)
ممنونتم:) خیلییییییییییییی
پاسخ:
پس تو پوپه رو میشناختی!؟

من اون سالا تو همدان فقط روابط انسانی داشتم و از همه ی رسانه ها دور و چقدر خوب بود. حتی تلفن هم نداشتم و به خونه که می خواستم زنگ بزنم باید میرفتم تلفن خونه یا تلفن کارتی و بابا اینا اگه کارم داشتن باید صبر میکردن تا من زنگ بزنم که منم خیلی کم تماس می گرفتم p:

***
ممنون همه ی رکابایی که باهم زدیم هستم

و شرمنده ی همه ی هم پای من اومدنات..... خیلی زحمت کشیدی و چه لذتی داشت تانکری که خدا برای رساندنمان فرستاد...

یادته؟





:)
@}-----

و هنوز هم ترجیح میدهم آقای باغبان از دوچرخه ها و پایمان عکس دونفره بیندازد تا من از تو و تو از من (متن:شاهکار مرضیه س)

و هنوز هم دوس دارم بعد از یک رکاب زدن طولانی روی سیمانی ترین زمین زیر سایه ی یک "ابریشمی" دراز بکشم تا سوژه ای تازه باشم برای عکاسی تو

:-*
موافقم البته فکر میکنم هدف کتاب این بود که ادم ها اقدام به جهان گردی کنن نه کتابها:))
ولی من قول نمیدم که برا گلاره  بفرستم من از کتابهای دزدیده شده دست نمیکشم عمرا
پاسخ:
نه دیگه پولش رو که بدم که دیگه دزدیده شده نیست که


:)
آها پس من نمیشناسمش . تست شده؟؟ کجا تست شده؟؟ سه چرخه هم خوبه ها بهش فکر میکنم :)
پاسخ:
تو پیوندهای دوست کاغذی به اسم خاطرات 7 سال آینده ی من ثبت هستش و از فراریهای بوکی هم هست



بین آدمای اهل سفر تست شده

یه روش سفر ارزون تو دنیا هست که بر اساس اون آدما امکاناتشون رو در اختیار هم میذارن برای کم شدن هزینه ی سفر

یعنی ما میریم خونه اونا و بعدا اونا میان خونه ی ما و یا مثلا برای اخذ ویزا برای هم دعوت نامه می فرستن

:)
سلام مجدد البته ایده ی شما هم خوبه. راستی کدوم بهار رو میگید؟؟
پاسخ:


علیک سلام مجدد

همون که دانشجوی پزشکیه
سلام آقا من یه ایده ی بهتر دارم بیایین یه گروه دوچرخه سواری راه بندازیم  البته قبلش باید به من یاد بدید خخخخ هر کدوممونم که یه جای کشوریم بعد یکی یکی بریم دنبال همدیگه اینطوری کل کشورم فکر کنم یه دوری زدیم:)
پاسخ:
سلام
اتفاقا این ایده تست شده و خوبیه D:

شما هم می تونید سه چرخه سوار شید که این نوع از چرخ هم مرسومه ولی زور بیشتری باید بزنید و سخت تره
آها فکر اینجاش رو نکرده بودم  راست میگید تو پستتون نوشتید که آدم باید یه هنری داشته باشه تا بتونه از این سفرها بره ما هم که بی هنر . همون مسافر میزنیم پول سوخت هواپیما حداقل در بیاد خودمون هم که هوا میخوریم ههههههههه هوا اون بالا عالیه خخخخخخخ
پاسخ:
مواظب باشید دندوناتون یخ نبنده

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

:)

بعدا زیاد نگران نباشید همراه اول فکر این چیزاشو میکنه


D:
نسیم و جعفر رو می شناسم تو شبکه ی دو برنامه هاشون رو میدیدم ولی اصلا آدم های خوش مشربی به نظرم نمیومدن چون حرفهاشون خیلی جذاب نبود برام برعکس مثلا کسی مث ایرج میلانی که راجع به سفر و گردشگری حرف میزنه سراپا گوش میشم بس که شیرین و خوب حرف میزنه:))
اصلا هم ربطی به همشهری بودنش با ما نداره ها:)ولی خدایی کار خیلی سختیه تنهایی اونم با دوچرخه دور دنیا بچرخی تازه زن هم باشی من تا تهران نمیتونم تنهایی سفر کنم و مجبورم  چند روز التماس مامانم کنم تا راضی بشه باهام بیاد:))کتابش هم که کلا باید قیدش رو بزنم  مگر اینکه بشه دزدید:))ولی معرفی تون خوب بود و چسبید آرزو میکنم این  آرزوتون هرچه زودتر تحقق پیدا کنه

پاسخ:
یعنی اگه به من بگن برای عرفان کتاب معرفی کن الان بهتر از این کتاب تو ذهنم نیست از کتابهای عرفانی آقا بهجت و امام و موحی الدین عربی هم بهتر بود

یه کتاب توحید لامصب

احتمالا بخرمش بعد امانت میفرستم براتون شما هم بده مینا خانوم بعد بفرست برای گلاره خانوم گلاره خانوم بفرسته برای شیوا خانم و شیوا خانم هم بفرسته برای اسپیرینگ و بعدشم برگرده دیگه دست خودم

:)

نظرتون؟(همه نظر بدن)
دوچرخه ی دو نفره رو خوب اومدید.هههههههه چرا هواپیمای 4 نفره از اون تک سر نشین ها میگیرم واسه خودم کیفش بیشتره تنهایی . حالا اگه شد دونفره هم خوبه خخخخخخخخخخخخ با همراه اول هههههههههه
پاسخ:
چهار نفره که کیف و کوله رو هم یه جایی بذارین و اگه پول کم اوردید مسافر بزنید که پول سفر هم دربیاد با همراه اول البته D:

خخخخخخخخخخخخخخخ
سلام اصولا سفر رو دوست دارم و جهانگردی رو و ماجراجویی رو . خیلی ذوق میکنم وقتی میبینم کسی رفته به جاهای مختلف سر زده فقط با یه کوله و یه دوچرخه . خخخخخخخخ هر چند دوچرخه سواری بلد نیستم مجبورم با هواپیما یه روزی برم دور دنیا رو بگردم :))))) ان شالله موقعیتتون مهیا بشه با مرضیه خانوم و لیلا کوشولو برید سفر دور دنیا اونم با دوچرخه . تصور کنید لیلا کوچولو با یه دوچرخه ی کوچولو هههههههههه
پاسخ:
سلام

نه دیگه یه دوچرخه ی دو نفره که یه سبد بزرگ جلوش داره که لیلا میشینه توش و باد میخوره و منظره میبینه

البته باید بره چوب جمع کنه برای آتیش درست کردن

بالاخره بچه باید آتیش بسوزونه یا نه ؛)

امیدوارم شما هم یه هواپیمای خوب چهار نفره دست و پا کنی و بری دنیا رو بگردی تنها یا با همراه اول (ان شا الله) یا رفیقی، دوستی، چیزی

:))

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

@}----
(این روزا مشغول خواندن سفرنامه پوپه مهدی نادر اولین زن جهانگرد با دوچرخه ی  ایرانی و مسلمان  هستم.)

یعنی دوچرخه اش ایرانی و مسلمانه؟!؟!؟! :))))))))

متوجه منظورتون شدم ولی خواستم بگم جمله تون کژتابی داره... :)

بقیه ی نظرم رو هم بعدا" میام میگم... :)
پاسخ:
آره وقتی نوشتمش خنده م گرفته بود و همین ایراد رو داشتم ولی گفتم رهاش کنم تا ببینم چی میشه 

امروز شاید یه دستی سرش کشیدم

:)

@}----