هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

ما مجید و مرضیه هستیم تازه شفیعی هستیم و کرباسچی و یه محصول مشترک هم به اسم لیلا داریم
ما دو تا خونه مجازی داشتیم که مال مرضیه "دنیای شیرین مرضیه" هست و مال من "دوست کاغذی". با هم ائتلاف کردیم و یه هتل مجازی درست کردیم.

امیدواریم که رشد کنیم و از این همراهی با شما لذت ببریم و یاد بگیریم.

آخرین مطالب

چشم های دمشق

يكشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۳، ۰۱:۰۹ ب.ظ

به نام خدا

دیروز حضرت همسر یک کتاب شعر آورد خونه به نام چشم های دمشق. که خوندمش و لذت بردم


این مجموعه شعر هم شعرهای آیینی داره و هم اشعار عاشقانه. که هر دوش هم انصافا عالیه. 

این اولین و فکر کنم تنها کتاب شعر ناصر رزمجو است که توسط انتشارات فصل پنجم به چاپ رسیده.

ناصر رزمجو متولد اسفند 1356. تحصیلاتش لیسانسه و شغلش هم تکنیسین. البته تکنیسین چی؟ نمی دونم. 

دو نمونه از شعراش رو در ادامه می بینید.


چشم های دمشق

چشمان سیاه تو نمایانگرعشقند

مانند شب شام غریبان دمشقند

چشمان تو کوفه است، مدینه است، حجاز است

پس راه رسیدن به تو بسیار دراز است

چشمی حسن و چشم دگر نیز حسین است

مابین دو ابروی تو بین الحرمین است

من یونسم و رانده شده چشم تو ماهی ست

همواره حریمت حرم امن الهی ست

تو مثل همه سیده ها سبز قبایی

معصوم چنان پنج تن آل عبایی

این حرف که دامان تو پاک است صحیح است

پس هرکه تو را مادر خود خواند مسیح است

دنیا همه شیرینی و در کام تو باشد

این شعر تبرک شده ی نام تو باشد



غزل ناب (این اسم رو خودم برای این شعر گذاشتم)

حالا که ربوده است غمی خواب ازآن چشم

بگذاربگویم غزلی ناب از  آن چشم

یک بیشه پرازنی شده بادسته ای ازقو

انگارخداساخته مرداب از  آن  چشم

مخموری ومستی وحیانازوکرشمه 

آموخته ام اینهمه آداب از  آن  چشم

نه جام جهان بین ونه خورشیدونه نرگس

برداشته ام اینهمه القاب از  آن  چشم

والله که یک عمر به حسرت بنشینم

یک قطره فروریزد اگر  آب از آن  چشم


اینم آدرس وبلاگش  http://www.kasranaser.blogfa.com/

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۲۴
مرضیه کرباسچی

نظرات  (۱۱)

۳۱ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۵۲ کتابدار عترت - شاکری

تبریک ِ روز ِ زن .......

تنت قدم گاه آغاز بودنم شد
آغوشت بهشت ِ من است مادر
قند خون مادر بالاست
دلش اما ، همیشه شور می زند برای ما
اشک های مادر مروارید شده است
در صدف چشمانش
دکترها اسمش را گذاشته اند "آب مروارید "
حرف ها دارد چشمان مادر
گویی زیر نویس فارسی دارد
دستانش را نوازش می کنم
داستانی دارد دستانش
دنیا ارزش پا کوبیدن به شکمت را نداشت
ببخش مرا مادر.........

//////
پاسخ:
بر شما هم مبارک باشه خانم شاکری :)
شعر خیلی قشنگی گفتید
طبع بسیار لطیفی دارید
دست مریزاد 
:)
@}-----------
سلام بانو مرضیه...

روز تون مبارکـــــــــــــــــــــــــ! :)

@----}----------

فکر کنم این اولین سالیه که به معنای واقعی کلمه،"مادر"شدین...

پس حسابی مبارک تون باشه...

ببخشید دیگه؛سیستم وبلاگ دهی تون اجازه نمیده،وگرنه الا اینجا رو پر از قلب و بوسه و لبخند و گل می کردم...

:)
پاسخ:
سلام
ممنون البته باتاخیر بسیار
بیش یک هفته ای بود که در منزل اینترنت نداشتیم و من تنونستم جواب بدم نطر شما
امیدوارم این تاخیر رو بنا بر بی توجهای من نزارید و مثل خانم رنجبر رنجیده و دچار سوء تفاهم نشید
ممنونم بابت تبریکتون خانم
عید گذشته بر شما و البته بر مامان مهربونتون مبارک :)
خیلی شعرهای قشنگی بودن...

به خصوص "چشم های دمشق"... :))

من همیشه عادت دارم زیباترین ابیات هر شعر رو که توی وبلاگی می خونم،توی کامنتم کپی کنم...
ولی واقعا" اونقدر هر بیت این شعر زیبا بود که نتونستم یکی رو انتخاب کنم!!!
پاسخ:
بله واقعا زیبا بودن
ممنون از نگاهتون
و دست شاعرش درد نکنه :)
در راستای اینکه از  نظرم استقبال نشد خانوم کرباسچی به نظرم جوابی ندادن
ببخشین وارد مسائل درون خانوادگی شدیم خانوم کرباسچی قول میدم تکرار نشه دیگه:(((
پاسخ:
سلام
باور کنید من فکر می کردم جواب شما رو دادم
همین الان هم که اینو خوندم رفتم پایین ببینم واقعا من جواب ندادم و خیلی تعجب کردم خدا وکیلی
باید ببخشید اصلا اینطور که فکر می کنید نیستا
اتفاقا نظرتون خیلی مثبت و راهگشا بود
ممنونتون هستم
امیدوارم این جوابیه باعث رفع سوء تفاهم بشه :)
چون به قول قدما ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است.
 در مورد نظر اولتون هم باید عرض کنم راست میگید خوندن شعری که پر از تلمیح باشه واقعا می چسبه :)
البته غیر از این شعرش که در مورد حضرت زینبه بقیه شعرای آیینیش چندان تعریفی نداره و غزل های عاشقانه اش قوی تره
راستش میخواستم دوباره از شعراش بزارم ولی فرصت نکردم
ببخشید در اولین فرصت حتما.
@}----------
فکر میکردم واسه سوالم شما جوابی داشته باشی:((
سلام آپم با یه سوال؟؟
شکلک گریه یه سیلاب وار


به قول خاجه امیری

لب تشنه ام ای اشک

سیلاب میخواهم


D:
پاسخ:
D:D:D:D:
عنصر نا مطلوب تشخیص داده شده و حذف شد نظرم

این یعنی اوج حق گرایی که نظر یکی از مدیران وب هم سانسورِ خوب میشه در راستای سالم سازی فضای مجازی

D:


@}-----
پاسخ:
بعله اینطوریاس 
تا دیگه شما باشی
:) :)
@}-------
۲۵ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۵۲ کتابدار عترت - شاکری
مهربان که می شوی
نگرانم می کنی!
موعد نارنج و شکوفه
دلم می لرزد
آب و آئینه می آوری
و رد می شوی از کنار خاطره هایم
در سکوتی محو ،
مهربان که می شوی
بوی ِ رفتن می آید..............
"ناب و زیبا " بودند انتخابهاتان/

پاسخ:
سلام خانم شاکری
شعر شما هم بسیار زیبا بود
سروده خودتونه؟
ممنون از نگاهتون :)
همین اول کاری یک تذکر آیین نامه ای با درج در پرونده خدمت همسر محترمتون:
عاقا اینجا جوون مجرد نشسته ها خو رعایت کنین:))
خدمت شما مرضیه ی عزیز:
مرسی از  معرفی یک شاعر خوب دیگه کاش بیشتر از شعراش بذارین
هر دو تا انتخابتون خوب بود مخصوصا اول یچون شعری که پر از تلمیح باشه حتما سرودنش سخته و البته خوندنش لذت بخش تر.دست جفتتون درد نکنه