هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

ما مجید و مرضیه هستیم تازه شفیعی هستیم و کرباسچی و یه محصول مشترک هم به اسم لیلا داریم
ما دو تا خونه مجازی داشتیم که مال مرضیه "دنیای شیرین مرضیه" هست و مال من "دوست کاغذی". با هم ائتلاف کردیم و یه هتل مجازی درست کردیم.

امیدواریم که رشد کنیم و از این همراهی با شما لذت ببریم و یاد بگیریم.

آخرین مطالب

پنجره زیبای خانه مان

پنجشنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۳، ۱۲:۱۴ ب.ظ

به نام خدا


کنار حضرت همسر ایستاده ام و دارم خیلی مهربان و آرام از  احساساتم در مورد پنجره آشپزخانه مان که رو به کوچه باز می شود حرف می زنم.

اینکه چقدر دوستش دارم

چقدر پرده سفید توری بهش می آید. 

نور صبحگاهی که از آن وارد خانه می شود چقدر خانه مان را زیبا می کند.

درخت تنومندی که نزدیک پنجره مان ایستاده و انقدر نزدیک است که انکار گوشش را چسبانده به پنجره تا حرف هایمان را بشنود. 

اینکه وقتی نسیم برگهای تازه رسته اش را آرام تکان می دهد، شبیه دختری می شود که لباس نویش را که بابا برایش خریده پوشیده و خود را آرام برایش تکان می دهد تا دلبری کند.

اینکه ....

که ناگهان

دست حضرت همسر از روی شانه من بلند می شود و یک شب پره را روی دیوار له می کند.!!!!!

من هم که از احساساته لطیفم خارج شدم جیغ یواشی می کشم که نکشش!!

و بعد هم می گویم : واقعا که و پشت چشم نازک می کنم و می روم. 

بعد هم با هم می خندیم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۲۱
مرضیه کرباسچی

نظرات  (۷)

منم از لطف شما سپاسگزارم بانو...  :)


@---}------------

پس خیلی خوب تدوینش کردین... :)
نگاه قشنگی به زندگی دارین...واقعا" از خوندن توصیف های زیباتون به خصوص درباره ی درخت،لذت بردم بسی... :)))  @-------}-------

چه شوهر بی احساسی!!!!!!!!!!!!! :(((

ما هم توی خونه مون شاپرک داریم...ولی نمی کشیم شون!!! دور سرمون می چرخن...

پدرم خیلی این شاپرک ها رو دوست داره...خیلی مواظب شونه... :)))


ایشون شاپرک رو هم مهاجم (یا به قول خودشون محاجم!!!) میدونن و برای دفاع از خانواده به قتل می رسونش؟!؟!؟!؟!
پاسخ:
سلام
لطف دارید :)
نه اتفاقا اصن بی احساس نیست حضرت همسرم
راستش اصل ماجرا واقعیت داره اینکه داشتم با احساس در مورد پنجره و درخت و اینا صحبت میکردم  و آقا اون شب پره رو کشت ولی تو نوشته ام کمی اغراق کردم.
در کل ماجرا رو تبدیل به یه طنز شیرین کردم.
اونم با طنز جواب داده. :))
پدرتون هم حتما خیلی انسان لطیفی هستند
خدا حفظشون کنه
:)

:)) منم پنجره دوستم، همسرم مث من. میشینیم یه ساعت پنجره بازی می کنیم.

از آقای همسر شما بعید بود.
پاسخ:
خیلی خوب که تفاهم دارین  :)
آقای همسر ما هم تو نظرات دلیل کارش رو توضیح داده بود که مقبول افتاد :)))))

من زیبایی و سادگی و مهم تر از اون صداقتی که تو زندگیتونه رو دوست دارم.....
امیدوارم لبخند همیشه و همیشه مهمون لباتون باشه.....
پاسخ:
سلام 
ممنون
لطف دارید 
منم همین آرزو رو برای شما دارم :)
۲۳ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۲۷ کتابدار عترت - شاکری
گاهی کلام
در وصف واقعیت ما کم می اورد
ناچار
این سه نقطه .....
و

دیگر هیچ /
لطیف و شاعرانه نوشته اید . ممنون

پاسخ:
سلام
ممنون از نگاهتون :)
لطف دارید :)
پنجره برای اشپزخونه از اوجب واجبته حالا اگه زیبام باشه چه بهتر:))مخصوصا یه لباس توری قشنگم پوشیده باشه.یه توصیف خوب از یک چیز معمولی ممنونم بانو
پاسخ:
ممنون خانم رنجبر :)
سلاااااااااااااااااام

:))))

در آیات و روایات و احادیث و روانشناسی آمده است و خلاصه خر و خرس هم همینگونه اند که وظیفه ی اول مرد خانه ایجاد امنیت در خانه است.

خب محاجم بود و باید می کشتمش D:

کلی عاشقانه کشتمش

به عشق چشمای خودت  @}----

فقط به خاطر تو بود اصلا 

و الا همه میدونن من چه حشره دوست و حشره بازی هستم 

والله :) ،)
پاسخ:
 
قربون آقام برممممممم. خیلی با حال بود. خیلییییییییییی 
ممنون از امنیت شیرینی که برامون ایجاد می کنی.