هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

اینجا نقد کتاب و فیلم میکنیم، شعر منتشر میکنیم، داستانک، داستان کوتاه و ...

هتل ام اُ ام

ما مجید و مرضیه هستیم تازه شفیعی هستیم و کرباسچی و یه محصول مشترک هم به اسم لیلا داریم
ما دو تا خونه مجازی داشتیم که مال مرضیه "دنیای شیرین مرضیه" هست و مال من "دوست کاغذی". با هم ائتلاف کردیم و یه هتل مجازی درست کردیم.

امیدواریم که رشد کنیم و از این همراهی با شما لذت ببریم و یاد بگیریم.

آخرین مطالب

مادر شدن

دوشنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۳، ۱۱:۴۴ ب.ظ

سلام

مادر شدن روند عجیب و غریبی دارد. اول که فرزند دلبند دارد در وجودت شکل می گیرد. اصلا باورت نمی شود و نمی توانی طولانی مدت به این واقعه عجیب فکر کنی چون احتمال زیاد مخت به سقف برخورد می کند بس که این موضوع عجیب و خارق العاده است. بعد تر که تکان می خورد دیگر مجنون می شوی و مدام از خودت می پرسی واقعا چطور ممکنه و هر لحظه بیشتر به قدرت خالق قادر پی می بری و دلت می خواهد زبانت را تا ته برای کسانی که به بیگ بنگ معتقدند دراز کنی. 

بعد که به دنیا می آید و تو با شیره جانت تغذیه اش می کنی و او کم کم جان می گیرد و بزرگ می شود. گردن می گیرد. می نشیند. سینه خیز می رود. چهار دست و پا می رود. راه می رود. می دود. آقاون باقون می کند. جیغ می کشد. می خندد. حرف می زند و ....

همه اینها را اگر حواس آدم باشد نشانه های تابلوی خداست برای کسانی که تفکر و تعقل می کنند.

حیف که حواس آدم پرت می شود. یعنی شیطان نمی گذارد که اعجابش برایت باقی بماند و مدام بگویی اااااااا. واقعا؟ عادی می شود همه اینها برای آدم و دیگر حتی به آن فکر هم نمی کنی. 

مادر شدن یک مزیت دیگر هم دارد اگر درست فهمیده شود باعث رشد روح آدم می شود خیلیییییی

اینکه دیگر باید مَنَت را بگذاری کنار. دیگر من وجود ندارد. دیگر هر چه دلت بخواهد نمی شود. اگر صبح ها به حد مرگ خوابت بیاید. اگر این بنده کوچک خدا بیدار شده باشد باید بیدار شوی. باید حداقل تا سه سال خودت را با کودک دلبند وفق دهی. این البته به معنای تعطیل کردن زندگی نیست منظورم این است که دیگر هر آن اراده کنی به چیزی، نمی توانی به ان دست پیدا کنی. مثلا باران می آید و تو دلت می خواهد بروی زیر باران قدم بزنی و نفس عمیق بکشی یا یکهو دلت هوس سینما می کند و یا .... باید اول حواست به این بنده کوچک خدا باشد بعد تصمیم بگیری. که اغلب هم نمی شود مخصوصا اوایل که قدم به دنیا گذاشته.

جالا دو نوع برخورد وجود دارد

1. خود خوری و فحش و بد بیراه گفتن به عالم و آدم و حرص خوردن از اینکه چقدر قدرت تصمیم گیریت پایین آمده و وسعت عملت تنگ شده.

2. همراه شدن با بنده کوچک خدا و بزرگ شمردنش و به کار بردن تمام تلاش برای ایجاد آرامش برای این امانت الهی و  تربیت کردن نفس سرکش خودت

همه اینها را گفتم تا بگویم، اینکه دیر به دیر پست می گذارم و نمی توانم به چشم انتظاری حضرت همسر درست پاسخ دهم به غیر از تنبلی خودم و اینکه اصولا سخت می نویسم، بر می گردد به لیلای عزیزمان که در این چند وقت یکی دوبار که آمدم بنشینم پشت کامپیوتر و بنویسم با روروَک آمد و بغل صندلی و انقدر جیغ و فغان و ناله کرد که بغلش کنم که اخر نشد که بنویسم. ولی الان دارم می نویسم که هم لیلا خواب است هم بابای عزیزش... :)

خلاصه باید مادر شدن را فهمید کاش من هم بفهمم و البته این رشدها غیر از این راه هم می تواند به دست بیاید. مادر شدن یک فرصت است که خدا به هر کس بدهد، سفت و سخت از نتیجه اش سوال می کند... سوال




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۱۱
مرضیه کرباسچی

نظرات  (۸)

مادر شدنتون مبارک......
امیدوارم دخترتون جزئ شاد ترین ها در زندگیش باشه(:
پاسخ:
سلام 
ممنون
و باز هم ممنون 
:)
از نشانه های تابلوی خدا! :) احتمالا همین طوره که شما نوشتی، ولی برای من ترس عظیمیه مقوله ی بچه دار شدن...:( شاید یه روزی منم نگاهم عوض بشه.
کامنتهای شما و آقای همسر هم به اندازه ی یه پست خوب، کیفیت داره ها! 
خوشحالم از آشناییتون مرضیه جان
پاسخ:
سلام
برای من هم همین طور بود. حتما نگاهتون عوض میشه. به مرور. مخصوصا وقتی بچه دار میشید که کلا نگاه تون کن فیکون میشه. ایشالا هر موقع که دوست دارید و براتون خیره، خدا یه نی نی گولوی مهربون بهتون بده.:)
شما لطف دارید
منم همین طور خانم نفر اول جان:)
@}-----
عزیززززززززززززززم چه خوب ک با وبلاگتون آشنا شدم خیلی خیلی خوشحالم
نظر منم همینه
به نظر من بچه از همون اول تا به بعد معجزه ی خداست
اصن مگه میشه یه بچه ای ک روزای اول نمیتونس گردنشو نگه داره روز به روز بزرگ میشه و راه میوفته و میشه مررررد (یا ززن)
واقعا ک معجزس
روزای اولی ک نی نی دار شدم همیشه میگفتم من توی وجود نی نیم خدارا میبینم
آخی خیلی وختام زندگی آدم مختل میشه ولی  شیرینهههه
پاسخ:
سلام خانم خونه
خیلی خیلی خوش اومدید :)
دقیقا همین طوره که میگید. معجزه !
یه معجزه شیرین
@}-----
خدا معجزه شیریتون رو براتون حفظ کنه

سلام مرضیه خانوم گل

خیلی زیبا نوشتید . حس مادری حس زیباییست همین یکی دوساعت پیش داشتم با خودم فکر می کردم چقدر مادرها گذشت میکنن مثلا همین مادر خودم بعضی وقتا اصلا می مونم که چطور میتونه انقد مهربون باشه ؟؟؟!! انقد گذشت میکنه در برابر بدیهام!! من هر روز نه هر لحظه این معجزه ی خدا رو میبینم این روح مهربون که کنارم هست و  ولی باز هم... کلا جنس آدمیزاد پررو است نه؟؟ قبول دارید؟؟

پاسخ:
سلام
ممنونم لطف دارید
خدا ایشالا مامان مهربونتون رو برای شما حفظ کنه..:)
اصولا آدم موجودی فراموشکاره و خیلی زود و زیاد دچار غفلت می شه طوری که می تونه حتی بزرگترین معجزه های خدا رو نبینه. باید مدام به خودش یادآوری کنه حتی قرآن هم برای یادآوری فرستاده شده . خدا بارها و مدل های مختلف تو قرآن می گه:
 «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ »(قمر 40) «قرآن را برای یادآوری سهل و آسان ساختیم .پس آیا یادآورنده ای هست.»
ولی خوب چون آدم مدام یادمون میره اونوقت اون چیزی میشه که شما گفتی. پررو !! قبول دارم :)
اینو یادم رفت بگم:

عکس هم قشنگه...و به زیبایی عشق و نیاز بین مادر و فرزند رو نشون میده...
طفلک معصومی که چقدر محتاج و نیازمند مادرشه....و خداوند چه زیبا مهرش رو به دل همه و به خصوص مادرش،میندازه تا نیازهاش رو با مهربانی و صبوری برطرف کنن،هر کاری رو با رغبت براش انجام بدن،تا زنده بمونه... :)

یا رازق الطفل الصغیر...
یا راحم الشیخ الکبیر...


:)


@--------}--------
پاسخ:
ممنون از لطف و توجهتون :)

یا رازق الطفل الصغیر...
یا راحم الشیخ الکبیر...
سلام...
مادر بودن،حس خوبیه که این روزها دارم در کنار مادرم تجربه اش می کنم...من و مادرم هر دو شدیم مامان دلنیا... :)
درک می کنم...واقعا" بچه داری در کنار شیرینی هاش،خیلی وقت آدمو می گیره و نمیذاره به خیلی از کارها برسی...به خصوص به وبلاگ نویسی!!!
اونم با دلنیای ما که مجهز به دستگاه "ارتفاع سنجه" و باید حتما" وقتی بغلش می کنی،ایستاده باشی و قدم بزنی و مصب کمرت در بیاد تا ایشون بخوابه!!! ... :)))

من که لیلا خانوم شما رو ندیدم...عکسش رو بذارین شاید منم عاشقش شدم!!! ببینم دلینای ما قشنگ تره یا لیلای شما... ؛)


راستی! اعتقاد به بیگ بنگ،منافاتی با اعتقاد به خدا نداره ها...! به هر حال میدونیم که خداوند آفرینش جهان رو آغاز کرده و هر امری،حتی بیگ بنگ،به اذن و اراده ی اون انجام میشه....به هر حال خدا هم کارهاش رو با اسبابش انجام میده... :)
پاسخ:
سلام
خدا دلنیا خانم خوشگل رو برای شما و شما رو برای اون حفظ کنه. :)
واقعا وای از وقتی که بچه ها بخوان با راه بردن تو بغل بخوابن. دقیقا همون اتفاقی که گفتید برای کمر آدم می افته :))
چشم به زودی میزاریم ایشالا
در مورد بیگ بیگ هم حرف شما درسته ولی من منظورم به اون افرادی که برای رد وجود خدا به این موضوع متوسل می شن.
حس و حال مادری رو خوب توصیف کردین امیدوارم لیلا باعث افتخارتان شود
پاسخ:
ممنون خانم رنجبر :)
ایشالا ایشالا 
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام زن جون

وای خدا دوباره قلمش رو خوندم و ممنون

از لیلا هم ممنونم که این فرصت رو فراهم کرد که من دوباره قلمش رو بخونم

مرضیه!

ممنونم که من رو خوب تکثر کردی با لیلا
ممنونم که عالی بزرگش می کنی
ممنونم که می فهمی اگه الان برای نو گلمون وقت بذاری بعدا این بنا اینقدر محکم می شه که می تونیم بهش تکیه کنیم
ممنونم که ضعیف بار نمیاری تا تا همیشه بهمون تکیه کنه

می دونی

ممنونتم، دوست دارم

----{3
----{@
----{(:

:-*
پاسخ:
سلام حضرت همسرم
چند بار تصمیم گرفتم که نظرت رو پاک کنم بس که شرمندم کردی
آخه این چه کاریههههه (مثل فیلینت بخون وقتی صورتش تو ژله گیر کرده بود)
اینا همه نظر لطفته
اینطوری که گفتی نیستم قطعا ولی از خدا عاجزانه می خوام که بشم
بازم ممنونتم خیلییییییییییی :)